زیسان: مردی کنار جسد زنش (دومینیک ساندا) که خود را از بالکن آپارتمانشان پرت کرده ایستاده و گذشته را به یاد میآورد: آشنائی آن دو در مغازهی مرد، تلاش مرد برای ترغیب زن به ازدواج و در پی آن: شادکامیهای اولیه و بعد فروپاشی، دعواهائی بر سررفتار زن با